دیروز یه دوست رو بعد از مدتها از توی کشو پیدا کردم. این دوست قدیمی یه برگ کاغذ خیلی کهنه اس. یه صفحه از اون دفتر بزرگ های قدیمی. این ورق کاغذ توی دوره های زمانی نا مشخص دست یه کدوم از ما ها بوده و حالا دو سه سالی میشه که دست منه... البته میتونم بگم به غیر از دقایقی که روش نوشته میشه به کل فراموش شده اس. چیز خاصیم توش نوشته نمیشه فقط هرکسی که مینویسه خودشو معرفی میکنه و تاریخ میزنه و امضا میکنه!
اولین یادداشت رو داداشم روش نوشته توی بهمن ماه شصت و شش. یعنی شونزده سال پیش...
این کاغذ رو هر کسی هر موقعی توی هر جای خونه پیدا کرده یه یادداشت بهش اضافه کرده و گاهی پیش اومده که تا پنج سال چیزی توش نوشته نشده! دیروز من أخرین یادداشت رو بعد از گذشت دو سال و یکی دو ماه از آخرین نوشته، توش نوشتم. از این ببعد باید یکم ریز تر بنویسیم کاغذه دیگه جا نداره!
با سلام
امیدوارم روز خوبی داشته باشید
سلام. فکر نمیکنی اینجا یکم شبیه دفتر خاطرات شده؟ البته یکم بیشتر از یکم.
این وبلاگ قصد نداره جامعه ی وبلاگی رو متحول کنه... !
ویوا یووه!
خیلی جالب میشه ... منم از الان شروع میکنم که بعدنااااا که پیر شدم بهش نیگا بندازم یاد برو بکس بیفتم روحم شاد شه ... کاغذشم هوارتا گنده میگیرم که کم نیاد :)) این چیزا خیلی یادگاری های جالبی میشن :)
عجب ماجرای جالبی.باید این کاغذرو نشونم بدی ;)
سلام مهناز جان ..منمازاون کاغذا زیاد داشتم.....چند وقت پیشا کلیشون رو دور انداختم...حالا پشیمونم :(
امروز داشتم واسه هاله ژست میگرفتم که من حسنم اینه هیچی رو دور نمی اندازم مگر مطمئن باشم یه جا ثبت شده. ولی تو کاغذام از اینا که داری ندارم. حسودیم شد.
پایدار باشی
:) چه خوب خوب کاری. کاش ما هم بودیم یه خطی می نوشتیم
برای این چیز باید یه وبلاگ میساختین اون هم سایبر بود هم جا کم نمی اورد.. منتها شونزده سال پیش وبلاگی در کار نبود که !
سلام مهناز جونم
چرا تاحالا برام نگفته بودی؟ در ضمن منو ببخش
درود بر شما!
هر ورق خاطرهایست از آنچه بود...
لیک دل خاطره نیست٬
خود لحظه است٬ همیشه جاریست٬
ای خوش آن دل که بپیوست به جوبار عدن...
بدرود!
من ... نقره ای ... خسته از عبور هر لحظه از زندگیم ... کسی که همهء غروبها رو مرور کرد تا شاید ... غروب خودش رو پیدا کنه ... من ... چهارشنبه ۲۶/۶/۱۳۸۲ .... مثل همیشه ... SilveR ...
اینو به جای من تو اون کاغذ بنویس ... اگه هنوز جایی برای زنده موندن داره ...
اونی رو که از شوشه معرفی کردی رو دوست جون من طراحی کرده :)
جالبه،منم تجربه مشابهشو داشتم :)
بر خلاف بقیه من از اون کاغدا اصلا تجربه نکردم ولی باید جالب باشه!
۲ تا انتقاد اول اینکه چرا خودت زود زود اپدیت نمی کنی بعد به نگار می گی!(منظورم زودتر از ۴ روز اپدیت است)
دومی اینکه بالای شوسه نوشتی لیست کاربران این یک سایت نیست وبلاگه که زیر وب سایت ها نوشتی !
ببخشید فضولی کردم!
سلام.
من با توجه به کاری که این وبلاگ انجام میده این کار رو کردم . چون اگه دقیق باشی میبینی که هیچ نوشته ای به عنوان وبلاگ توش نداره و یه نوشته ی ثابت هست با یه سری لیست وبلاگ... به نظرت هر دومینی که پسوند بلاگ اسکای دات کام رو داشته باشه وبلاگه؟ این یکیو فکر نمیکنم. ممنون از توجهت.
برای اثبات اون موضوع دوست عزیز
سلام.چه جالب یه ورق دوست آدمه...
سبز باشی بای